درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف
درس 9: امام علی (ع) از تولد تا پذیرش خلافت
از تولد تا هجرت
امیرمؤمنان علی در سال سیاُم عامالفیل (ده سال پیش از بعثت) به دنیا آمد. پدرش، ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مَناف عموی گرامی رسول خدا و مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف بود. بنابراین، نَسَب آن حضرت از سوی پدر و نیز از سوی مادر به هاشم منتهی میشد. یکی از ویژگیهای منحصر به فرد امیرمؤمنان علی که مرتبط با ولادت اوست، تولدش درون خانهٔ کعبه است؛ امتیازی که قبل و بعد از او نصیب هیچکس دیگری نشده است و تنها مادر گرامی آن حضرت این اجازه را یافت که در پاسخ دعایش، از شکاف پدید آمده بر دیوار کعبه در آن لحظه، وارد کعبه شود و فرزندش را با جلال و شکوهی آسمانی در درون کعبه به دنیا آورد. این رخدادِ عجیب تاریخی توسط بسیاری از محدثان شیعه و سنی نقل شده است.
افتخار و فضیلت دیگر آن حضرت این بود که او بنا به پیشنهاد رسول خدا به پدرش ابوطالب از همان اوان کودکی به خانهٔ پیامبر برده شد و تحت تعلیم و تربیت آن حضرت قرار گرفت. پس از بعثت رسول خدا، علی اولین ایمان آورنده به آن حضرت بود. در سالیان آغازین بعثت، و در جریان «یوم الانذار» نیز که پیامبر اکرم خویشان خود را پس از یک میهمانی به یاری خویش فراخواند، علی تنها پاسخگو از میان جمع بود. از اینرو، در آن مجلس، رسول خدا او را بهعنوان برادر، وصی و جانشین خود معرفی کرد.
در سختیهای طاقت فرسای دورهٔ مکه که مشرکان از هر راه ممکن برای جلوگیری از گسترش اسلام بهره میبردند، علی هرگز از رسول خدا جدا نگشت و خود را سهیم در رنجهای آن حضرت نمود. در سال دهم بعثت به همراه رسول خدا و زید بنحارثه عازم طائف شد و آنگاه که مشرکان طائف، کودکان و دیوانگان را برای راندن آنان از طائف با پرتاب سنگ، تحریک کردند، علی خود را سپر بلای آن حضرت قرار داد. اما یکی از مهمترین صحنههای ایثار و همراهی علی نسبت به رسول خدا هنگام هجرت آن حضرت بود. در شب هجرت، بنا به توصیهٔ رسول خدا، علی به جای آن حضرت در بستر خوابید تا مشرکان تصور کنند پیامبر همچنان در خانهٔ خویش است. این جانفشانی علی در آیهٔ 207 از سورهٔ بقره، مورد تمجید خداوند قرار گرفت. وظیفهٔ دیگر علی به هنگام هجرت حبیبش رسول خدا آن بود که امانتهای مردم را که نزد رسول خدا بود به آنان بازگرداند و خانوادهٔ آن حضرت را به مدینه ببرد.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 86 کتاب درسی)
به نظر شما چرا رسول خدا در آغاز بعثت و در حالی که هنوز اسلام قدرتی نیافته بود، مسئلهٔ جانشینی خود را مطرح کرد؟
برادر پیامبر (ص)
از دیگر امتیازات بیمانند امیرمؤمنان علی آن بود که در دو نوبت عقد برادری (مُؤاخات) که توسط رسول خدا قبل و پس از هجرت میان مسلمانان برقرار شد، امیرمؤمنان علی با پیامبر عقد برادری بست؛ از اینرو، رسول خدا همواره علی را بهعنوان برادر خود خطاب میکرد.
در طول دورهٔ ده سالهٔ پس از هجرت رسول خدا به مدینه تا هنگام رحلت آن حضرت، امیرمؤمنان علی بیشترین یاری و پشتیبانی را نسبت به رسول خدا ابراز کرد. در لحظات سخت و دهشتناک نبردها، آنگاه که اصحابِ معروف و برجسته نیز گاه پا به فرار مینهادند، آنکه ثابت قَدم و با شجاعت به دفاع از رسول خدا مشغول میشد، علی بود. در نبرد سرنوشت ساز بدر، حدود نیمی از مشرکان که در شمار کشتهشدگان بودند، بهدست امیرمؤمنان علی هلاک گشتند! در نبرد اُحد نیز شجاعت و پایمردی علی سبب شد جبرئیل میان زمین و آسمان ندا دهد که:
«لأفتی إلا علی لاسیف إلا ذوالفقارهٔ» ضربت شجاعانهٔ علی بر عمروبن عبدود در جنگ خندق، این افتخار را به دنبال داشت که پیامبر در وصف آن بفرماید: «ضربت علی در روز خندق برتر از عبادات انسانها و جنیان است». آنگاه که فتح قلعۀ «قموص» در خیبر، در اثر ترس و ناکارآمدی برخی فرماندهان اعزامی ناگشودنی مینمود، امیرمؤمنان علی با کندن درِ قلعه و کشتن پهلوان نامدارِ یهود، مَرحَب، راه فتح را هموار کرد و رسول حق او را با اوصاف مُحِبّ و محبوب خدا و رسول خدا، و کرّارِ غیر فرار ستود. هنگام فتح مکه، آنگاه که شانههای علی فراز آمدن رسول خدا بر آنها را تاب نیاورد، علی بر شانههای پیامبر بالا رفته و بتشکنی کرد. در سال نهم هجری، این علی بود که بهعنوان پیک مخصوص رسول خدا، آیات برانت را در موسم حج بر مشرکان قرائت کرد. در همان سال بهعنوان جانشین رسول خدا که در مدینه به هنگام غزوهٔ تبوک، مدینه را از خطر منافقان حفظ کرد و حدیث «منزلت» در شأن او صادر شد. در سال دهم، بنابرقول مشهور ماجرای مباهله با مسیحیان نجرانی اتفاق افتاد. به هنگام بازگشت رسول خدا از حَجَهٔالوَداع، خلافت و جانشینی راستینِ نبوی در غدیر خم برای امیرمؤمنان علی مقرر گشت و از مهاجران و انصار برای ولایتش بیعت ستانده شد. هنگام رحلت رسول خدا در حالی روح مطهر آن حضرت به سوی حق تعالی پرکشید که سر مبارکش بر سینهٔ برادرش علی قرار داشت؛ هم او بود که عهدهدار غسل و کفن و دفن بدن پیامبر گشت و نیز طبق وصیت پیامبر به تدوین سورههای قرآن مشغول شد و آنها را در یک مصحف گردآوری کرد.
امام علی (ع) و خلفا
چنانکه دیدیم، خلافت و جانشینی پیامبر در سقیفه به گونهای دیگر رقم خورد. آن حضرت، هیچگاه برای بهدست آوردن حق خود، به شمشیر متوسل نشدند و اعلام همکاری افرادی چون ابوسفیان برای بازستاندن خلافت را نپذیرفتند. امام علی با درک شرایط موجود، به گونهای عمل کرد که حاصل زحمات 23 سالهٔ رسول خدا به بار نشیند و بهسوی نابودی رانده نشود. از اینرو، در پی رخداد سقیقه، ایشان ضمن بیان اعتراض و ناخشنودی خویش از وضعیت پدید آمده، نهایتاً برای تأمین مصالح و اهداف برتر بدون تمایل درونی اقدام به بیعت با خلیفهٔ اوّل کرد. یکی از مهمترین اسباب زمینهساز بیعت امام علی با خلیفهٔ اول آن بود که خطر بزرگِ ارتدادِ برخی قبایل، اساس و پایههای اسلام را تهدید میکرد و برخی از این قبایل حتی تا نزدیک مدینه به پیش رانده بودند. این وضع بحرانی ایجاب میکرد جبههٔ متحدی در میان مسلمانان تشکیل شود، و فعلاً خطر از دین برگشتگان دفع شود.
امیرمؤمنان علی با این تدبیر عاقلانه، بقای اسلام را تأمین کرد. و از آن پس نیز از هیچ اقدامی برای تثبیت و گسترش دین محمد کوتاهی نورزید. مجموع اقدامات آن حضرت در طول دورۀ خلیفۀ اوّل و دوم و نیز در عصر خلافت عثمان را در چند محور کلی میتوان خلاصه کرد.
1- رفتارهای مرتبط با زندگی شخصی، همچون تلاش اقتصادی و زراعت و حفر چاه.
2- تربیت نیروهای مستعد از طریق بیان تفسیر قرآن و سنت نبوی و مسائل عرفانی و معنوی
3- رفع نیازهای علمی جامعهٔ اسلامی و نیز پاسخ به سؤالات علمای یهود و نصارا و غیر آنان.
در موارد بسیار، کسانی که با سؤالات گوناگون به مدینه و نزد خلفای نخستین میرفتند و پاسخ خود را نمییافتند، توسط آنان به نزد امیرمؤمنان علی فرستاده و از علم او بهرهمند میگشتند.
4- پاسخ به سؤالات خلفا. هرگاه که آن حضرت طرف مشورت خلفا قرار میگرفت نظرات او راهگشای آنان در اداره امور بود.
امام و پذیرش خلافت
پس از قتل عثمان، مردمِ معترض، به دنبال شخصیتی عادل بودند تا بهعنوان خلیفه با او بیعت کنند و در آن شرایط، کسی جز امام علی را منطبق با خواستهٔ خود نمیدیدند؛ زیرا آنان علاوه بر پیشینۀ زندگی امام، به چشم خود میدیدند که امام با وجود مخالفتش با عملکرد عثمان بر رعایت حقوق انسانی او همچون حق بهرهمندی از آب، تأکید داشت. البته در میان آنان، تعدادی نیز بودند که با توجه به مسئله غدیر، عقیده داشتند با امام علی بهعنوان اولین جانشین راستین رسول خدا و امام واجبالاطاعه بیعت میکنند. در ذیالحجه سال 35 هجری، جماعت معترض به سیاستهای عثمان پس از قتل او، یکپارچه رو به خانهٔ امیرمؤمنان علی آوردند و خواستار بیعت با او شدند و جالب آنکه در آن روز، به بقایای اعضای شورای شش نفرهٔ خلیفهٔ دوم همچون طلحه، زبیر و سعد بن ابیوقاص اصلا تو توجهی نشد. امام در برابر اصرار مردم، در آغاز، از پذیرش بیعت خودداری کرد. آنان اظهار داشتند: «ما سزاوارتر از تو به خلافت، کسی را نمیشناسیم». و پاسخ امام آن بود که: «من وزیر (طرف مشورت) شما باشم، بهتر از آن است که امیر شما باشم». و مردم در پاسخ گفتند: «جز بیعت با تو، چیزی را نمیپذیریم.» و نهایتا آن حضرت بیعت مردم با خودش را پذیرفت مشروط بر آنکه بیعت بهصورت آشکار و در مسجد صورت گیرد و چنین شد. محور بیعت نیز عمل به کتاب خدا و سنت نبوی بود و امام شرط عمل به سیرهٔ خلیفهٔ اول و دوم را نپذیرفت.
دربارهٔ خودداری اولیهٔ امام از قبول بیعت، توجه به چند نکته شایسته است:
1- امام وضعیت موجود جامعه را فاسدتر از آن میدانست که بتوان آن را به آسانی رو به اصلاح برد.
2- گویا امام با روشنبینی و آیندهنگری خود، حوادثی را میدید که جز با پایمردی یارانی با ایمان، چیرگی بر آنها امکانپذیر نبود؛ از اینرو، به قصد آمادهسازی مردم و هشدار به حساسیت شرایط، پذیرش بیعت را با قدری درنگ همراه کرد تا بیعت مردم با او، همراه با بصیرت و آگاهی و به دور از احساسات آنی و زودگذر باشد.
3- با توجه به جایگاه امام بهعنوان خلیفهٔ شایسته و منصوب از جانب رسول خدا، بیعت مردم با آن حضرت، تنها نقش تأییدی داشت و مشروعیت خلافت آن حضرت، الهی بود. از اینرو، اصل امامت و خلافت آن حضرت، ریشه در غدیرخم داشت که همواره برای آن حضرت ثابت بود. بیعت مردم با آن حضرت، تنها خلافت و حکومت ظاهری را به دنبال داشت که بدون آمادگی مردم امکانپذیر نبود و سر امتناع اولیهٔ امام نیز همین بود.
قابل توجه است که امام پیش از پذیرش خلافت، سیاستهای خود را بهطور شفاف برای مردم بیان فرمودند:
«خداوند خود میداند که من به خلافت، از آن جنبه که ریاست و قدرتی است علاقه ندارم... آن گروهی که دنیا آنها را در خود غرق ساخته برای خویش املاک و نهرها و اسبان عالی و کنیزکان تهیه کردهاند، فردا وقتی همه اینها را از آنان میگیرم و به بیتالمال بر میگردانم و به اندازه حقشان به آنها میدهم، نگویند علی ما را فریفت اول چیزی میگفت و اکنون گونهای دیگر عمل میکند. من از همین حالا برنامه روشن خود را اعلام میکنم ... من منکر فضیلت صحابی بودن و سابقه خدمت افراد نیستم. اما اینها چیزهایی است که خداوند خود پاداش آن را خواهد داد. این امور نباید ملاک تبعیض واقع شود.»
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
1- روابط امام علی با رسول خدا در دورۀ قبل از بعثت و هنگام بعثت را توصیف کنید.
2- نقش امیرمؤمنان علی از آغاز بعثت تا هجرت را توضیح دهید.
3- نقش امیرمؤمنان علی را در دورۀ هجرت تا رحلت پیامبر بیان کنید.
4- محورهای کلی اقدامات امیرمؤمنان علی در دورۀ خلفای سهگانه چه بود؟
5- رفتار متقابل امام علی و خلیفهٔ سوم را توضیح دهید.
6- چرا امام علی در آغاز از پذیرش بیعتِ مردم خودداری کرد؟
اندیشه و جست و جو (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
1- پس از رحلت رسول خدا، برادری آن حضرت با علی مورد انکار متولیانِ دستگاه خلافت قرار گرفت! بهنظر شما علت این کار چه بود؟
2- امیرمؤمنان علی در خطبۀ شمارۀ 192 نهجالبلاغه ـ معروف به خطبهٔ قاصعه ـ توصیف جالبی از چگونگی ارتباط خود با رسول خدا در دورهٔ کودکی ارائه کرده؛ آن را برای همکلاسیهایتان گزارش کنید.